تبليغاتX
گل شب بو
DaisypathAnniversary Years Ticker
گل شب بو

" بنام خدایی که همین نزدیکی ست ، لای این شب بوها ؛ پای آن کاج بلند "
همین روزا   ::   قبلاً ها  ::   ایمیل  
نظام حقوق زن در اسلام- ۹

"تمثيل قرآن

اسلام دينی است پيش‌رو و پيش‌برنده، قرآن كريم برای اين كه مسلمانان را متوجه كند كه همواره بايد در پرتو اسلام در حال رشد و نمو و تكامل باشند، مثلی می‏آورد ، مي‌گويد : مثل دانه‌ای است که در زمین کاشته شود. آن دانه ابتدا به صورت برگ نازکی از زمین می‌دمد، سپس خود را نیرومند می‌سازد، سپس روی ساقه خویش می‌ایستد.آنچنان با سرعت و قوت این مراحل را طی می‌کند که کشاورزان را به شگفت می‌آورد.

این مثلی است از جامعه‌ای که منظور قرآن است،نموداری است از آنچه آرزوی قرآن است. قرآن اجتماعی را پی‌ریزی می‌کند که دائما در حال رشد و توسعه و انبساط و گسترش باشد.

ویل دورانت می‌گوید:هیچ دینی مانند اسلام پیروان خویش را به نیرومندی دعوت نکرده است.تاریخ صدر اسلام نشان داد که اسلام چقدر برای اینکه اجتماعی را از نو بسازد و پیش ببرد تواناست.

اسلام هم با جمود مخالف است و هم با جهالت.خطری که متوجه اسلام است، هم از ناحیه این دسته است و هم از ناحیه آن دسته.جمودها و خشک‌مغزی‌ها و علاقه نشان دادن به هر شعار قدیمی-و حال آنکه ربطی به دین مقدس اسلام ندارد-بهانه به دست مردم جاعل می‌دهد که اسلام را مخالف تجدد به معنی واقعی بشمارند.و از طرف دیگر، تقلیدها و مدپرستی‌ها و غرب زدگی‌ها و اعتقاد به اینکه سعادت مردم مشرق زمین در این است که جسما و روحا و ظاهرا و باطنا فرنگی بشوند ، تمام عادات و آداب و سنن آنها را بپذيرند ، قوانين مدنی‏ و اجتماعی خود را كوركورانه با قوانين آنها تطبيق دهند ، بهانه‏ای به دست‏ جامدها داده كه به هر وضع جديدی با چشم بدبينی بنگرند و آنرا خطری برای دين‏ و استقلال و شخصيت اجتماعی ملتشان به شمار آورند .
در اين ميان آنكه بايد غرامت اشتباه هر دو دسته را بپردازد اسلام است .
جمود جامدها به جاهل‌ها ميدان تاخت و تاز مي‌دهد و جهالت جاهل‌ها جامدها را در عقايد خشكشان متصلب‏تر ميكند .
عجبا اين جاهلان متمدن نما گمان مي‌كنند زمان " معصوم " است . مگر تغييرات زمان جز به دست بشر به دست كس ديگر ساخته مي‌شود ؟ از كی و از چه‏ تاريخی بشر عصمت از خطا پيدا كرده است تا تغييرات زمان از خطا و اشتباه معصوم بماند ؟
بشر همان طوري كه تحت تأثير تمايلات علمی ، اخلاقی ، ذوقی ، مذهبی ، قرار دارد و هر زمان ابتكار تازه‏ای در طريق صلاح بشريت مي‌كند ، تحت تأثير تمايلات خودپرستی ، جاه طلبی ، هوسرانی ، پولدوستی ، استثمارگری هم هست‏. بشر همان طوری كه موفق به كشف‌های تازه و پيدا كردن راه‌های بهتر و وسائل‏ بهتر م‌يشود احيانا دچار خطا و اشتباه هم مي‌شود . اما جاهل خود باخته اين‏ حرف‌ها را نمي‌فهمد ، تكيه كلامش اين است كه دنيا امروز چنين است ، دنيا امروز چنان است .
عجيب‏تر اينكه اينها اصول زندگی را از روی كفش ، كلاه و لباسشان قياس‏ می‏گيرند . چون كفش و كلاه نو و كهنه دارد و در زماني كه نو است و تازه از قالب در آمده قيمت دارد و بايد خريد و پوشيد و همين كه كهنه شد بايد آن را دور انداخت پس همه حقايق عالم از اين قبيل است . از نظر اين جاهلان ، خوب و بد مفهومی جز نو و كهنه ندارد. از نظر اينها فئوداليسم (يعنی اينكه يك‏ زورمند به ناحق نام مالك روی خود بگذارد و سر جای خود بنشيند و صدها دست‏ و بازو كار كنند كه دهان آن يكی بجنبد) به اين دليل بد است كه ديگر كهنه‏ شده است ، دنيای امروز نمی‏پسندد ، دوره‏اش گذشته و از " مد " افتاده است . اما روز اولی كه‏ پيدا شد و تازه از قالب در آمده و به بازار جهان عرضه شده بود خوب بود.
از نظر اينها استثمار زن بد است ، چون دنيای امروز ديگر نمی‏پسندد و زير بار آن نمي‌رود . اما ديروز كه به زن ارث نمی‏دادند ، حق مالكيت برايش‏ قائل نبودند ، اراده و عقيده‏اش را محترم نمي‌شمردند خوب بود چون نو بودو تازه به بازار آمده بود .
از نظر اين گونه افراد ، چون عصر عصر فضاست و ديگر نمي‌توان هواپيما را گذاشت و الاغ سواری كرد . برق را گذاشت و چراغ نفتی روشن كرد ، كارخانه‏های عظيم ريسندگی را گذاشت و با چرخ دستی نخريسی كرد ، ماشين‌های‏ غول پيكر چاپ را گذاشت و دست‌نويسی كرد ، همينطور نمي‌شود در مجالس رقص‏ شركت نكرد ، به " مايو " پارتی و " آشپز خونه " پارتی نرفت ، عربده‏ مستانه نكشيد ، پوكر نزد ، مد بالای زانو نپوشيد زيرا همه اينها پديده قرن‏ مي‌باشند و اگر نكنند به عصر الاغ سواری برگشته‏اند .
كلمه " پديده قرن " چه افراد بسياری را بدبخت و چه خانواده‏های بی‌شماری را متلاشی نموده است .
مي‌گويند عصر علم است ، قرن اتم است ، زمان قمر مصنوعی است ، دوره موشك فضا پيماست . بسيار خوب ، ما هم خدا را شكر مي‌كنيم كه در اين عصر و زمان و در اين قرن و عهد زندگی مي‌كنيم و آرزو می‏كنيم كه هر چه بيشتر و بهتر از مزايای علوم و صنايع استفاده كنيم . اما آيا در اين عصر ، همه‏ سرچشمه‏ها جز سرچشمه علم خشك شده است ؟ تمام پديده‏های اين قرن محصول‏ پيشرفت‌های علمی است ؟ آيا علم چنين ادعائی دارد كه طبيعت شخص‏ عالم را صد در صد رام و مطيع و انسانی بكند ؟
علم درباره شخص عالم چنين ادعائی ندارد تا چه رسد به آنجا كه گروهی‏ عالم و دانشمند با كمال صفا و خلوص نيت به كشف و جستجو مي‌پردازند و گروه‌هائی جاه طلب ، هوسران ، پول‌پرست حاصل زحمات علمی آنها را در راه‏ مقاصد پليد خودشان استخدام مي‌كنند . ناله علم همواره از اينكه مورد سوء استفاده طبيعت سركش بشر قرار مي‌گيرد بلند است . گرفتاری و بدبختی قرن‏ ما همين است .
علم در ناحيه فيزيك پيش مي‌رود و قوانين نور را كشف مي‌كند ، گروهی‏ سودجو همين را وسيله تهيه فيلم‌های خانمان برانداز قرار مي‌دهند . علم شيمی‏ جلو مي‌رود و خواص تركيبات اشياء را به دست می‏آورد آنگاه افرادی به فكر استفاده مي‌افتند و بلائی برای جان بشر به نام " هروئين " مي‌سازند . علم تا درون اتم راه می‏يابد و نيروی شگفت‏انگيز اتم را مهار مي‌كند . اما پيش از آنكه كوچكترين استفاده‏ای در راه مصالح بشر بشود . جاه طلبان دنيا از آن‏ بمب اتمی می‏سازند و بر سر مردم بی‏گناه مي‌ريزند .
وقتی به افتخار  اينشتاين  دانشمند بزرگ قرن بيستم جشنی به پا كردند ، خود وی پشت تريبون رفت و گفت شما برای كسی جشن مي‌گيريد كه دانش او سبب ساختن بمب اتم شده است؟ !
اينشتاين نيروی دانش خود را به خاطر بمب به كار نينداخت ، جاه طلبی‏ گروهی ديگر از دانش او اين چنين استفاده كرد .
هروئين و بمب اتمی و فيلم‌های چنين و چنان را فقط به دليل اينكه " پديده قرن " می‏باشند نمی‏توان موجه دانست . اگر كامل‌ترين بمب‌ها را با آخرين نوع بمب افكنها به وسيله زبده‏ترين تحصيل‌كرده‏ها بر سر مردم‏ بي‌گناه بريزند از وحشيانه بودن اين كار ذره‏ای نمی‏كاهد .
"

نظام حقوق زن در اسلام - متفکر شهید مرتضی مطهری - انتشارات صدرا - صفحه ۹۷ تا ۱۰۰



یکشنبه 21 مهر1387-19:52 |   | لینک مستقیم
نظام حقوق زن در اسلام -۸

"اسلام و تجدد زندگی ( ۲ )

انسان تنها جانداری نيست كه اجتماعی زندگی مي‌كند ، بسياری از حيوانات‏، بالاخص حشرات ، زندگی اجتماعی دارند و از يك سلسله مقررات و نظامات‏ حكيمانه پيروی مي‌كنند ، اصول تعاون ، تقسيم كار ، توليد و توزيع ،فرماندهی و فرمانبری ، امر و اطاعت بر اجتماع آنها حكم‌فرماست .

زنبور عسل و بعضی از مورچه‏ها و موريانه‏ها از تمدن و نظامات و تشكيلاتی برخوردارند كه سال‌ها بلكه قرن‌ها بايد بگذرد تا انسان كه خود را از اشرف‏ مخلوقات مي‌شمارد به پايه آنها برسد .

تمدن آنها ، بر خلاف تمدن بشر ، ادواری از قبيل عهد جنگل ، عهد حجر ، عهد آهن ، عهد اتم طی نكرده است . آنها از اولی كه پا به اين دنيا گذاشته‏اند دارای همين تمدن و تشكيلات بوده‏اند كه امروز هستند و تغييری در اوضاع آنها رخ نداده است . اين انسان است كه به مصداق «وَخُلِقَ الإِنسَانُ ضَعِيفًا (نساء/۲۸)» زندگيش از صفر شروع شده و به سوی بی نهايت پيش ميرود .

 برای حيوانات ، مقتضيات زمان هميشه يك جور است ، اقتضاهای زمان‏ زندگی آنها را دگرگون نمي‌كند . برای آنها تجددخواهی و نوپرستی معنی‏ ندارد ، جهان نو و كهنه وجود ندارد . علم برای آنها هر روز كشف تازه‏ای‏ نمي‌كند و اوضاع آنها را دگرگون نمي‌سازد ، صنايع سبك و سنگين هر روز به شكل‏ جديدتر و كامل‌تری به بازار آنها نمی‏آيد . چرا ؟ چون با غريزه زندگی‏ مي‌كنند ، نه با عقل .

اما انسان. زندگی اجتماعی انسان دائما دست‌خوش تغيير و تحول است . هر قرنی برای انسان دنيا عوض مي‌شود . راز اشرف مخلوقات بودن انسان هم در همين جاست ، انسان فرزند بالغ و رشيد طبيعت است . به مرحله‏ای رسيده‏ است كه ديگر نيازی به قيمومت و سرپرستی مستقيم طبيعت ، به اينكه نيروی‏ مرموزی به نام غريزه او را هدايت كند ندارد . او با عقل زندگی مي‌كند نه با غريزه .

طبيعت ، انسان را بالغ شناخته و آزاد گذاشته و سرپرستی خود را از او برداشته است . آنچه را حيوان با غريزه و با قانون طبيعی غير قابل سرپيچی‏ انجام مي‌دهد . انسان با نيروی عقل و علم و با قوانين وضعی و تشريعی كه‏ قابل سرپيچی است بايد انجام دهد .

راز فسادها و انحراف‌هائي كه انسان‌ها از مسير پيشرفت و تكامل پيدا مي‌كنند ، راز توقف‌ها و انحطاط‌ها ، راز سقوط‌ها و هلاكت‌ها نيز در همين جاست‏ .

برای انسان همان طور كه راه پيشرفت و ترقی باز است ، راه فساد و انحراف و سقوط هم بسته نيست . انسان رسيده به آن مرحله كه به تعبير قرآن كريم ، بار امانتی كه آسمان‌ها و زمين و كوه‌ها نتوانستند كشيد بدوش بگيرد . يعنی زندگی آزاد را بپذيرد و مسئوليت تكليف و وظيفه و قانون را قبول كند ، و به همين دليل از ظلم و جهل ، از خودپرستی و اشتباه كاری نيز مصون نيست .

قرآن كريم آنجا كه اين استعداد عجيب انسان را در تحمل امانت تكليف و وظيفه بيان مي‌كند بلافاصله او را با صفت‌های " ظلوم " و " جهول " نيز توصيف مي‌نمايد .

اين دو استعداد در انسان ، استعداد تكامل و استعداد انحراف ، از يكديگر تفكيك‌ناپذيرند . انسان مانند حيوان نيست كه در زندگی اجتماعی‏ نه به جلو برود و نه به عقب ، نه به چپ برود و نه به راست ، در زندگی‏ انسان‌ها گاهی پيش‌روی است و گاهی عقب‌گرد ، در زندگی انسان‌ها اگر حركت‏ و سرعت هست توقف و انحطاط هم هست . اگر پيشرفت و تكامل هست فساد و انحراف هم هست ، اگر عدالت و نيكی هست ظلم و تجاوز هم هست . اگر مظاهر علم و عقل هست مظاهر جهل و هواپرستی هم هست .

تغييرات و پديده‏های نوی كه در زمان پيدا مي‌شود ممكن است از قسم دوم‏ باشد .

جامدها و جاهل‌ها

از جمله خاصيت‌های بشر افراط و تفريط است ، انسان اگر در حد اعتدال‏ بايستد كوشش مي‌كند ميان تغييرات نوع اول و نوع دوم تفكيك كند . كوشش‏ مي‌كند زمان را با نيروی علم و ابتكار و سعی و عمل جلو ببرد ، كوشش مي‌كند خود را با مظاهر ترقی و پيشرفت زمان تطبيق دهد و هم كوشش مي‌كند جلو انحرافات زمان را بگيرد و از هم‌رنگ شدن با آنها خود را بركنار دارد .

اما متأسفانه هميشه اينطور نيست ، دو بيماری خطرناك همواره آدمی را در اين زمينه تهديد مي‌كند : بيماری جمود و بيماری جهالت ، نتيجه بيماری‏ اول توقف و سكون و باز ماندن از پيشروی و توسعه است و نتيجه بيماری دوم‏ سقوط و انحراف است .

جامد از هر چه نو است متنفر است و جز با كهنه خو نمي‌گيرد و جاهل هر پديده نوظهوری را به نام مقتضيات زمان ، به نام تجدد و ترقی موجه مي‌شمارد . جامد هر تازه‏ای را فساد و انحراف می‏خواند و جاهل همه را يك جا به حساب‏ تمدن و توسعه علم و دانش مي‌گذارد .

جامد ميان هسته و پوسته ، وسيله و هدف فرق نمي‌گذارد ، از نظر او دين‏ مأمور حفظ آثار باستانی است ، از نظر او قرآن نازل شده است برای اينكه‏ جريان زمان را متوقف كند و اوضاع جهان را به همان حالی كه هست ميخ‌كوب‏ نمايد .از نظر او عمه جزو خواندن ، با قلم نی نوشتن، از قلمدان مقوائی‏ استفاده كردن ، در خزانه حمام شستشو كردن ، با دست غذا خوردن ، چراغ‏
نفتی سوختن ، جاهل و بي‌سواد زيستن را به عنوان شعائر دينی بايد حفظ كرد .جاهل برعكس ، چشم دوخته ببيند در دنيای مغرب چه مد تازه و چه عادت‏ نوی پيدا شده است كه فورا تقليد كند و نام تجدد و جبر زمان روی آن‏ بگذارد .

جامد و جاهل متفقا فرض مي‌كنند كه هر وضعی كه در قديم بوده است ، جزء مسائل و شعائر دينی است ، با اين تفاوت كه جامد نتيجه مي‌گيرد اين شعائر را بايد نگه‌داری كرد و جاهل نتيجه مي‌گيرد اساسا دين ملازم است با كهنه‌پرستی و علاقه به سكون و ثبات .

در قرون اخير مسئله تناقض علم و دين در ميان مردم مغرب زمين زياد مورد بحث و گفت و گو واقع شده است . فكر تناقض دين و علم دو ريشه‏ دارد ، يكی اين كه كليسا پاره‏ای از مسائل علمی و فلسفی قديم را به عنوان‏ مسائل دينی كه از جنبه دينی نيز بايد به آنها معتقد بود پذيرفته بود و
ترقيات علوم خلاف آنها را ثابت كرد . ديگر از اين راه كه علوم وضع زندگی‏ را دگرگون كرد ، و شكل زندگی را تغيير داد .

جامدهای متدين نما همان طوري كه به پاره‏ای مسائل فلسفی بی‌جهت رنگ‏ مذهبی دادند شكل ظاهری مادی زندگی را هم مي‌خواستند جزء قلمرو دين به شمار آورند ، افراد جاهل و بی‌خبر نيز تصور كردند كه واقعا همين طور است و دين برای زندگی مادی مردم شكل و صورت خاصی در نظر گرفته است . و چون به‏ فتوی علم بايد شكل مادی زندگی را عوض كرد پس علم فتوای منسوخيت دين را صادر كرده است .

جمود دسته اول و بی‌خبری دسته دوم فكر موهوم تناقض علم و دين را به وجود آورد . "

نظام حقوق زن در اسلام - متفکر شهید مرتضی مطهری - انتشارات صدرا - صفحه ۹۴ تا ۹۷



دوشنبه 8 مهر1387-19:4 |   | لینک مستقیم
نظام حقوق زن در اسلام- 7

" انطباق يا نسخ ؟

مطلب دومی كه لازم است در اينجا يادآوری كنم اينست كه بعضی از افراد ، مشكل « اسلام و مقتضيات زمان» را با فرمول بسيار ساده و آسانی حل‏  كرده‏اند . مي‌گويند دين اسلام يك دين جاودانی است و با هر عصر و زمانی‏  قابل انطباق است . همين كه مي‌پرسيم كيفيت اين انطباق چگونه است ؟ و  فرمول آن چيست ؟ مي‌گويند : اگر ديديم اوضاع زمان عوض شد فورا آن قوانين‏ را نسخ مي‌كنيم و قانون ديگر به جای آنها وضع مي‌كنيم ! !
نويسنده «40 پيشنهاد»  اين مشكل را به همين صورت حل كرده است . مي‌گويد:

 قوانين دنيوی اديان بايد حالت نرمش و انعطاف داشته و با پيشرفت علم و دانش و توسعه تمدن هماهنگ و سازگار باشد و اين قبيل نرمش‌ها و انعطاف و قابل تطبيق به اقتضای زمان بودن نه تنها بر خلاف تعاليم عاليه اسلام نيست‏ بلكه مطابق روح آن مي‌باشد ( مجله زن روز شماره 90 صفحه 75 ) . 

نويسنده مزبور در قبل و بعد اين جمله‏ها مي‌گويد چون مقتضيات زمان در تغيير است ‏و هر زمانی قانون نوينی ايجاب مي‌كند و قوانين مدنی و اجتماعی‏ اسلام متناسب است با زندگی ساده عرب جاهليت و غالبا عين رسوم و عادات‏ عرب جاهلی است و با زمان حاضر تطبيق نمي‌كند ، پس بايد قوانين ديگری‏ امروز به جای آنها وضع شود . 
از اين گونه اشخاص بايد بپرسيد اگر معنی قابليت انطباق با زمان ، قابليت آن برای منسوخ شدن است كدام قانون است كه اين نرمش و انعطاف‏ را ندارد ؟ كدام قانون است كه به اين معنی قابل انطباق با زمان نيست ؟! 
اين توجيه برای نرمش و قابليت انطباق اسلام با زمان ، درست مثل‏ اين ست كه كسی بگويد : كتاب و كتابخانه بهترين وسيله لذت بردن از عمر است . اما همين كه از او توضيح بخواهيد ، بگويد برای اين كه انسان هر وقت‏ هوس كيف و لذت بكند فورا كتاب‌ها را حراج مي‌كند و پول آنها را صرف‏ بساط عيش و نوش مي‌كند . 
نويسنده مزبور مي‌گويد:
تعليمات اسلام بر سه قسم است . قسم اول اصول‏ عقائد است از قبيل توحيد و نبوت و معاد و غيره . قسم دوم عبادات است‏ از قبيل مقدمات و مقارنات نماز و روزه و وضو و طهارت و حج و غيره . قسم سوم قوانينی است كه به زندگی مردم مربوط است . 
قسم اول و دوم جزء دين است و آن چيزی كه مردم بايد برای هميشه برای خود حفظ كنند همانها هستند . اما قسم سوم جزء دين نيست ، زيرا دين با زندگی‏ مردم سر و كار ندارد و پيغمبر هم اين قوانين را به عنوان اينكه جزء دين‏ است و مربوط به وظيفه رسالت است نياورده ، بلكه چون اتفاقا آن حضرت‏ زمامدار بود به اين مسائل هم پرداخت و گرنه شأن دين فقط اين است كه مردم را به عبادت و نماز و روزه وادار كند . دين را با زندگی دنيای مردم چه كار ؟ 
من نمي‌توانم باور كنم يك نفر در يك كشور اسلامی زندگی كند و اين‏ اندازه از منطق اسلام بی خبر باشد .مگر قرآن هدف انبياء و مرسلين را بيان نكرده است ؟ مگر قرآن در كمال‏ صراحت نمي‌گويد : « لقد ارسلنا رسلنا بالبينات و انزلنا معهم الكتاب و الميزان ليقوم الناس بالقسط (حدید/25)»ما همه پيغمبران را با دلائل روشن فرستاديم‏ و با آنها كتاب و مقياس فرود آورديم تا مردم به عدالت قيام كنند . قرآن‏ عدالت اجتماعی را به عنوان يك هدف اصلی برای همه انبياء ذكر مي‌كند .
اگر مي‌خواهيد به قرآن عمل نكنيد چرا گناه بزرگ‌تری مرتكب مي‌شويد و به‏ اسلام و قرآن تهمت مي‌زنيد . اكثر بدبختي‌هائي كه امروز گريبان‌گير بشر شده‏ از همين جا است كه اخلاق و قانون يگانه پشتوانه خود را كه دين است از دست داده‏اند . 
ما با اين نغمه كه اسلام خوب است اما به شرط اين که محدود به مساجد و معابد باشد و به اجتماع كاری نداشته باشد،در حدود نيم قرن است كه‏ آشنائيم . اين نغمه از ماوراء مرزهای كشورهای اسلامی بلند شده و در همه‏ كشورهای اسلامی تبليغ شده است . بگذاريد من اين جمله را به زبان ساده‏تر و فارسی‏تر تفسير كنم تا مقصود گويندگان اصلی آنرا بهتر توضيح دهم . 
خلاصه معنی آن اينست:« اسلام تا آنجا كه در برابر كمونيسم بايستد و جلو آنرا بگيرد بايد بماند . اما آنجا كه با منافع غرب تماس دارد بايد برود ». مقررات عبادی اسلام از نظر مردم مغرب زمين بايد باقی باشد تا در مواقع لزوم بتوان مردم را عليه كمونيسم به عنوان يك سيستم الحادی و ضد خدا به حركت آورد . اما مقررات اجتماعی اسلامی كه فلسفه زندگی مردم مسلمان‏ به شمار مي‌رود و مسلمانان با داشتن آنها در مقابل مردم مغرب زمين احساس‏ استقلال و شخصيت مي‌كنند و مانع هضم شدن آنها در هاضمه حريص مغرب زمين است بايد از ميان برود . 
متأسفانه ابداع كنندگان اين تز كور خوانده‏اند . 
اولا چهارده قرن است كه قرآن اصل " « نؤمن ببعض و نكفر ببعض »" را از اعتبار انداخته است و اعلام داشته است كه مقررات اسلام تفكيك ناپذير است . 
ثانيا گمان مي‌كنم وقت آن رسيده است كه مردم مسلمان ديگر فريب اين‏ نيرنگ‌ها را نخورند ، قوه نقادی مردم كم و بيش بيدار شده است و تدريجا ميان مظاهر پيشرفت و ترقی كه محصول شكفتن نيروی علمی و فكری بشر است و ميان مظاهر فساد و انحراف هر چند از مغرب سرچشمه گرفته باشد فرق‏ مي‌گذارند . 
مردم سرزمين‏های اسلامی بيش از پيش به ارزش تعليمات اسلامی پی برده‏اند و تشخيص داده‏اند يگانه فلسفه مستقل زندگی آنها اسلام و مقررات اسلامی است‏ و با هيچ قيمتی آنرا از دست نخواهند داد . مردم مسلمان پی برده‏اند كه تبليغ عليه قوانين اسلامی جز يك نيرنگ‏ استعماری نيست . 
ثالثا ابداع كنندگان اين تز بايد بدانند اسلام هنگامی قادر است در مقابل يك سيستم الحادی يا غير الحادی مقاومت كند كه به صورت يك فلسفه‏ زندگی بر اجتماعی حكومت كند و به گوشه مساجد و معابد محدود نباشد، اسلامی‏ كه او را به گوشه معابد و مساجد محصور كرده باشند همان طوري كه ميدان را برای‏ افكار غربی خالی مي‌كند برای افكار ضد غربی نيز خالی خواهد كرد . غرامتی كه امروز غرب در برخی كشورهای اسلامی مي‌پردازد ثمره همين اشتباه‏ است ."

نظام حقوق زن در اسلام - متفکر شهید مرتضی مطهری - انتشارات صدرا - صفحه 91 تا 93


دوشنبه 8 مهر1387-2:12 |   | لینک مستقیم
نظام حقوق زن در اسلام-۶

"اشكالات

گاهی به پرسش خود رنگ فلسفی مي‌دهند و مي‌گويند در اين جهان همه چيز در تغيير است ، هيچ چيزی ثابت و يك‌نواخت باقی نمي‌ماند . اجتماع بشر نيز از اين قاعده مستثنی نيست و چگونه ممكن است يك سلسله قوانين اجتماعی‏ برای هميشه بتواند ثابت و باقی بماند ؟
اگر صرفا از نظر فلسفی اين مسئله را مورد توجه قرار دهيم جوابش واضح‏ است . آن چيزی كه همواره در تغيير است ، نو و كهنه مي‌شود ، رشد و انحطاط دارد ، ترقی و تكامل دارد همانا مواد و تركيبات مادی اين جهان است . و اما قوانين جهان ثابت است ، مثلا موجودات زنده طبق قوانين خاصی تكامل‏ پيدا كرده و مي‌كنند و دانشمندان قوانين تكامل را بيان كرده‏اند . خود موجودات زنده دائما در تغيير و تكاملند . اما قوانين تغيير و تكامل چطور ؟ البته قوانين تغيير و تكامل متغيير و متكامل نيستند و سخن ما درباره‏ قوانين است . در اين جهت فرق نمي‌كند كه قانون مورد نظر يك قانون طبيعی‏ باشد يا یك قانون وضعی و قراردادی ، زيرا ممكن است يك قانون وضعی و قراردادی‏
از طبيعت و فطرت سرچشمه گرفته باشد . و تعيين كننده خط سير تكاملی‏ افراد و اجتماعات بشری باشد .
ولی پرسش‌هائي كه در زمينه انطباق و عدم انطباق اسلام با مقتضيات زمان‏ وجود دارد تنها جنبه كلی و فلسفی ندارد . آن پرسشی كه بيش از هر پرسش ديگر تكرار مي‌شود اينست كه قوانين در زمينه احتياجات وضع مي‌شود و احتياجات اجتماعی بشر ثابت و يك‌نواخت‏ نيست ، پس قوانين اجتماعی نيز نمی‏تواند ثابت و يك‌نواخت باشد .
اين پرسش چه پرسش خوب و ارزنده‏ای است . اتفاقا يكی از جنبه‏های‏ اعجازآميز دين مبين اسلام - كه هر مسلمان فهميده و دانشمندی از آن احساس‏ غرور و افتخار مي‌كند - اين است كه اسلام در مورد احتياجات ثابت فردی يا اجتماعی قوانين ثابت و در مورد احتياجات موقت و متغير وضع متغيری در نظر گرفته است و ما به ياری خداوند تا اندازه‏ای كه با اين سلسله مقالات‏ متناسب باشد شرح خواهيم داد .

خود زمان با چه چيز منطبق شود ؟

اما قبل از آن كه وارد اين مبحث بشويم ذكر دو مطلب را لازم مي‌دانم :
يكی اينكه اكثر افرادی كه از پيشرفت و تكامل و تغيير اوضاع زمان دم‏ مي‌زنند خيال مي‌كنند هر تغييری كه در اوضاع اجتماعی پيدا مي‌شود خصوصا اگر از مغرب زمين سرچشمه گرفته باشد بايد به حساب تكامل و پيشرفت گذاشت ، و اين از گمراه كننده‏ترين افكاری است كه دامن‌گير مردم امروز شده است .
به خيال اين گروه چون وسائل و ابزارهای زندگی روز به روز عوض می‏شود و كامل‌تر جای ناقص‏تر را مي‌گيرد و چون علم و صنعت در حال پيشرفت است پس‏ تمام تغييراتی كه در زندگی انسان‏ها پيدا مي‌شود نوعی پيشرفت و رقاء است‏ و بايد استقبال كرد ، بلكه جبر زمان است و خواه ناخواه جای خود را باز مي‌كند،در صورتي كه نه همه تغييرات نتيجه مستقيم علم و صنعت است و نه ضرورت‏ و جبری در كار است .
 در همان حالی كه علم در حال پيش‌روی است طبيعت‏ هوس‌باز و درنده خوی بشر هم بي‌كار نيست . علم و عقل ، بشر را به سوی كمال‏ جلو مي‌برد و طبيعت هوس‌باز و درنده خوی بشر سعی دارد بشر را به سوی فساد و انحراف بكشاند . طبيعت هوس‌باز و درنده‏خو همواره سعی دارد علم را به صورت‏ ابزاری برای خود درآورد و در خدمت هوس‌های شهوانی و حيوانی خود بگمارد .
زمان همانطوري كه پيشروی و تكامل دارد، فساد و انحراف هم دارد . بايد با پيشرفت زمان پيش‌روی كرد و با فساد و انحراف زمان هم بايد مبارزه كرد . مصلح و مرتجع هر دو عليه زمان قيام مي‌كنند ، با اين تفاوت كه مصلح‏ عليه انحراف زمان و مرتجع عليه پيشرفت زمان قيام مي‌كند . اگر زمان و تغييرات زمان را مقياس كلی خوبی‏ها و بدی‏ها بدانيم پس خود زمان و تغييرات آن را با چه مقياسی اندازه‏گيری كنيم ؟ اگر همه چيز را با زمان‏ بايد تطبيق كنيم خود زمان را با چه چيزی تطبيق دهيم ؟ اگر بشر بايد دست‏ بسته در همه چيز تابع زمان و تغييرات زمان باشد پس نقش فعال و خلاق و سازنده اراده بشر كجا رفت ؟
انسان كه بر مركب زمان سوار است و در حال حركت است نبايد از هدايت و رهبری اين مركب ، آنی غفلت كند . آنان كه همه از تغييرات زمان دم می‏زنند و از هدايت و رهبری زمان غافلند نقش فعال‏ انسان را فراموش كرده‏اند و مانند اسب سواری هستند كه خود را در اختيار اسب قرار داده است .
"

نظام حقوق زن در اسلام - شهید مرتضی مطهری - انتشارات صدرا - صفحه ۸۹ و ۹۰



پنجشنبه 4 مهر1387-13:24 |   | لینک مستقیم
عکس

این عکسا رو با دوربین کانون خودمون در تاریخ ۳۱ اردیبهشت ۸۷ حدودای ساعت ۱۲ ظهر در مسیر قم- اهواز، بین اراک و خرم‌آباد گرفتم. اولین مسافرتی که با ماشین خودمون رفتیم و توی راه خیلی خوش گذشت.

اردیبهشت 87

اردیبهشت 87

اردیبهشت 87



یکشنبه 31 شهریور1387-17:2 |   | لینک مستقیم
نظام حقوق زن در اسلام-۵

"اسلام و تجدد زندگی ( 1 )

مقتضيات زمان

موضوع مذهب و پيشرفت از موضوعاتی است كه بيش‌تر و پيش‌تر از آن‌كه برای‏ ما مسلمانان مطرح باشد برای پيروان ساير مذاهب مطرح بوده است . بسياری‏ از روشنفكران جهان فقط از آن جهت مذهب را ترك كرده‏اند كه فكر مي‌كرده‏اند ميان مذهب و تجدد زندگی ناسازگاری است . فكر مي‌كرده‏اند لازمه‏ دين‌داری توقف و سكون و مبارزه با تحرك و تحول است ، و به عبارت ديگر خاصيت مذهب را ثبات و يك‌نواختی و حفظ شكل‌ها و صورت‌های موجود مي‌دانسته‏اند .
نهرو نخست وزير فقيد هند عقايد ضد مذهبی داشته است و به هيچ دين و مذهبی معتقد نبوده است . از گفته‏های وی چنين بر می‏آيد كه چيزی كه وی را از مذهب متنفر كرده است ، جنبه " دگم " و يكنواختی مذهب است .
نهرو در اواخر عمر در وجود خودش و در جهان يك ( خلاء ) احساس مي‌كند و معتقد مي‌شود اين خلاء را جز نيروی معنوی نمي‌تواند پر كند . در عين حال از نزديك شدن به مذهب به خاطر همان حالت جمود و يكنواختی كه فكر مي‌كند در هر مذهبی هست وحشت مي‌كند .

......

اسلام و مقتضيات زمان

در ميان اديان و مذاهب هيچ دين و مذهبی مانند اسلام در شئون زندگی مردم‏ مداخله نكرده است . اسلام در مقررات خود به يك سلسله عبادات و اذكار و اوراد و يك رشته اندرزهای اخلاقی اكتفا نكرده است ، همان‌طوري‌كه روابط بندگان با خدا را بيان كرده است خطوط اصلی روابط انسان‌ها و حقوق و وظايف افراد را نسبت به يكديگر نيز در شكل‌های گوناگون بيان كرده است .
قهرا پرسش انطباق با زمان درباره اسلام كه چنين دينی است بيشتر مورد پيدا مي‌كند .

خصلت انطباق اسلام با زمان از نظر خارجيان

اتفاقا بسياری از دانشمندان و نويسندگان خارجی ، اسلام را از نظر قوانين‏ اجتماعی و مدنی مورد مطالعه قرار داده‏اند و قوانين اسلامی را به عنوان يك‏ سلسله قوانين مترقی ستايش كرده و خاصيت زنده و جاويد بودن اين دين و قابليت انطباق قوانين آن را با پيشرفت‌های زمان مورد توجه و تمجيد قرار داده‏اند .
برنارد شاو نويسنده معروف و آزاد فكر انگليسی گفته است :

 " من هميشه‏ نسبت به دين محمد به واسطه خاصيت زنده بودن عجيبش نهايت احترام را داشته‏ام . به نظر من اسلام تنها مذهبی است كه استعداد توافق و تسلط بر حالات گوناگون و صور متغير زندگی و مواجهه با قرون مختلف را دارد . چنين پيش‌بينی مي‌كنم و از همين اكنون آثار آن پديدار شده است كه‏ ايمان محمد مورد قبول اروپای فردا خواهد بود . 
روحانيون قرون وسطی در نتيجه جهالت يا تعصب ، شمايل تاريكی از آئين محمد رسم مي‌كردند ، او به چشم آنها از روی كينه و عصبيت ضد مسيح جلوه‏ كرده بود ، من درباره اين مرد اين مرد فوق العاده مطالعه كردم و به اين‏ نتيجه رسيدم كه نه تنها ضد مسيح نبوده بلكه بايد نجات دهنده بشريت‏ ناميده شود . به عقيده من اگر مردی چون او صاحب اختيار دنيای جديد بشود طوری در حل مسائل و مشكلات دنيا توفيق خواهد يافت كه صلح و سعادت آرزوی‏ بشر تأمين خواهد شد " .

دكتر شبلی شميل يك عرب لبنانی مادی مسلك است . او برای اولين بار بنياد انواع دارون را به ضميمه شرح بوخنر آلمانی ، به عنوان حربه‏ای عليه‏ عقائد مذهبی ، به زبان عربی ترجمه كرد و در اختيار عربی زبانان قرار داد .
وی با آنكه ماترياليست است از اعجاب و تحسين نسبت به اسلام و عظمت ‏آورنده آن خودداری نمي‌كند و همواره اسلام را به عنوان يك آئين زنده و قابل‏ انطباق با زمان ستايش مي‌کند .
اين مرد در جلد دوم كتابی كه به نام "فلسفه النشوء والارتقاء" به عربی منتشر كرده است مقاله‏ای دارد تحت عنوان " القرآن والعمران ". اين مقاله را در رد يكی از خارجيان كه به كشورهای اسلامی مسافرت كرده و اسلام را مسئول‏ انحطاط مسلمين دانسته نوشته است .
شبلی شميل سعی دارد در اين مقاله ثابت كند كه علت انحطاط مسلمين‏ انحراف از تعاليم اجتماعی اسلامی است نه اسلام و آن عده از غربی‏ها كه به‏ اسلام حمله مي‌كنند يا اسلام را نمی‏شناسند و  يا سوء نيت دارند و مي‌خواهند با بد بين كردن شرقی‏ها به قوانين و مقرراتی‏ كه به هرحال از ميان خودشان برخاسته ، طوق بندگی خود را به گردن آنها بگذارند.
در عصر ما اين پرسش كه آيا اسلام با مقتضيات زمان هماهنگی دارد يا نه‏ عموميت پيدا كرده است . اينجانب كه با طبقات مختلف و مخصوصا طبقه‏ تحصيل كرده و دنيا ديده برخورد و معاشرت دارم ، هيچ مطلبی را نديده‏ام به‏ اندازه اين مطلب مورد سؤال و پرسش واقع شود .
  "

نظام حقوق زن در اسلام - شهید مرتضی مطهری - انتشارات صدرا - گزیده ای از صفحه ۸۳ تا ۸۸



یکشنبه 31 شهریور1387-12:0 |   | لینک مستقیم
نظام حقوق زن در اسلام- ۴

"مسأله اجازه پدر

مسئله‏ای كه از نظر ولايت پدران بر دختران مطرح است اين است كه آيا در عقد دوشيزگان كه برای اولين بار شوهر مي‌كنند اجازه پدر نيز شرط است يا نه ؟
از نظر اسلام چند چيز مسلم است :
پسر و دختر هر دو از نظر اقتصادی استقلال دارند . هر يك از دختر و پسر اگر بالغ و عاقل باشند و به علاوه رشيد باشند يعنی از نظر اجتماعی آن اندازه‏ رشد فكری داشته باشند كه بتوانند شخصا مال خود را حفظ و نگهداری كنند
ثروت آنها را بايد در اختيار خودشان قرار داد . پدر يا مادر يا شوهر يا برادر و يا كس ديگر حق نظارت و دخالت ندارد .
مطلب مسلم ديگر مربوط به امر ازدواج است . پسران اگر به سن بلوغ برسند و واجد عقل و رشد باشند خود اختياردار خود هستند و كسی حق دخالت ندارد . اما دختران : دختر اگر يكبار شوهر كرده است و اكنون بيوه است ، قطعا از لحاظ اينكه كسی حق دخالت در كار او ندارد مانند پسر است . و اگر دوشيزه‏ است و اولين بار است كه مي‌خواهد با مردی پيمان زناشوئی ببندد چطور ؟
در اينكه پدر اختياردار مطلق او نيست و نمي‌تواند بدون ميل و رضای او ، او را به هر كس كه دلش می‌خواهد شوهر بدهد حرفی نيست . چنانكه ديديم پيغمبر اكرم صريحا در جواب دختری كه‏ پدرش بدون اطلاع و نظر او ، او را شوهر داده بود فرمود اگر مايل نيستی‏ مي‌توانی با ديگری ازدواج كنی . اختلافی كه ميان فقها هست در اين جهت‏ است كه آيا دوشيزگان حق ندارند بدون آنكه موافقت پدران را جلب كنند ازدواج كنند و يا موافقت پدران به هيچ وجه شرط صحت ازدواج آنها نيست ؟ البته يك مطلب ديگر نيز مسلم و قطعی است كه اگر پدران بدون جهت از موافقت با ازدواج دختران خود امتناع كنند حق آنها ساقط ميشود و دختران‏ در اين صورت به اتفاق همه فقهای اسلام در انتخاب شوهر آزادی مطلق دارند .
راجع به اينكه آيا موافقت پدر شرط است يا نه ؟ چنانكه گفتيم ميان فقهاء اختلاف است و شايد اكثريت فقها خصوصا فقهای متأخر موافقت پدر را شرط نمي‌دانند ولی عده‏ای هم آنرا شرط مي‌دانند . قانون مدنی ما از دسته دوم كه‏ فتوای آنها مطابق احتياط است پيروی كرده است .
چون مطلب يك مسئله مسلم اسلامی نيست از نظر اسلامی درباره آن بحث‏ نمي‌كنيم ولی از نظر اجتماعی لازم مي‌دانم در اين‏باره بحث كنم . به علاوه نظر شخصی خودم اين است كه قانون مدنی از اين جهت راه صوابی رفته است .

مرد بنده شهوت است و زن اسير محبت

فلسفه اين كه دوشيزگان لازم است - يا لااقل خوب است - بدون موافقت‏ پدران با مردی ازدواج نكنند ناشی از اين نيست كه دختر قاصر شناخته شده و از لحاظ رشد اجتماعی كمتر از مرد به حساب آمده است . اگر به اين جهت بود
چه فرقی است ميان بيوه و دوشيزه كه بيوه شانزده ساله نيازی به موافقت‏ پدر ندارد و دوشيزه هجده ساله طبق اين قول نياز دارد . به علاوه اگر دختر از نظر اسلام در اداره كار خودش قاصر است چرا اسلام به دختر بالغ رشيد استقلال اقتصادی داده است و معاملات چند صد ميليونی او را صحيح و مستغنی‏ از موافقت پدر يا برادر يا شوهر مي‌داند ؟ اين مطالب فلسفه ديگری دارد كه گذشته از جنبه ادله فقهی ، از اين فلسفه نمي‌توان چشم پوشيد و به‏ نويسندگان قانون مدنی بايد آفرين گفت.
اين مطلب به قصور و عدم رشد عقلی و فكری زن مربوط نيست . به گوشه‏ای‏ از روانشناسی زن و مرد مربوط است . مربوط است به شكارچی‏گری مرد از يك طرف و به خوش باوری زن نسبت به وفا و صداقت مرد از طرف ديگر .
مرد بنده شهوت است و زن اسير محبت . آنچه مرد را مي‌لغزاند و از پا در می‏آورد شهوت است ، و زن به اعتراف روانشناسان صبر و استقامتش در مقابل شهوت از مرد بيشتر است . اما آن چيزی كه زن را از پا در می‏آورد و اسير می‏كند اين است كه نغمه محبت و صفا و وفا و عشق از دهان مردی بشنود . خوش باوری زن در همين جاست . زن مادامی كه دوشيزه است و هنوز صابون مردان به جامه‏اش نخورده است ، زمزمه‏های محبت مردان را به سهولت باور مي‌كند .
نمي‌دانم نظريات پروفسور ريك ، روانشناس امريكائی را تحت عنوان " دنيا برای مرد و زن يك جور نيست " در شماره 90 مجله زن روز خوانديد يا نخوانديد ؟ او مي‌گويد :

بهترين جمله‏ای كه يك مرد مي‌تواند به زنی بگويد ، اصطلاح " عزيزم ، تو را دوست دارم " است .

هم او مي‌گويد :

 خوشبختی‏ برای يك زن يعنی به دست آوردن قلب يك مرد و نگهداری او برای تمام عمر .

رسول اكرم ، آن روانشناس خدائی ، اين حقيقت را چهارده قرن پيش به وضوح بيان كرده است . می‏فرمايد :

 سخن مرد به زن‏ " تو را دوست دارم ، هرگز از دل زن بيرون نمی‏رود .

مردان شكارچی از اين احساس زن همواره استفاده ميكنند . دام " عزيزم ، از عشق تو مي‌ميرم " برای شكار دخترانی كه درباره مردان تجربه‏ای ندارند بهترين دام‌ها است .
در اين روزها داستان زنی به نام افسر كه مي‌خواست خودكشی كند و مردی به نام جواد كه او را اغفال كرده بود سر زبان‌ها بود و كارشان به دادسرا كشيد . آن‏ مرد برای اغفال افسر از فرمول فوق استفاده مي‌كند و افسر طبق نقل مجله زن‏ روز چنين می‏گويد : 

 اگر چه با او حرف نمي‌زدم اما دلم می‏خواست هر روز و هر ساعت او را ببينم  . عاشقش نشده بودم . اما به عشقی كه ابراز مي‌داشت نياز روحی داشتم . همه زنها همين طورند قبل از آنكه عشق را دوست داشته باشند عاشق را دوست‏ دارند و هميشه برای دختران و زنان پس از پيدا شدن عاشق عشق به وجود می‏آيد. من نيز از اين قاعده مستثنی نبودم .

تازه اين يك زن بيوه و تجربه ديده است . وای بحال دختران نا آزموده !
اينجاست كه لازم است دختر مرد ناآزموده ، با پدرش - كه از احساسات‏ مردان بهتر آگاه است و پدران جز در شرايط استثنائی برای دختران خير و سعادت مي‌خواهند - مشورت كند و لزوما موافقت او را جلب كند .
در اينجا قانون به هيچ وجه زن را تحقير نكرده است ، بلكه دست حمايت خود را روی شانه او گذاشته است . اگر پسران ادعا كنند كه چرا قانون ما را ملزوم به جلب موافقت پدران يا مادران نكرده است ، آنقدر دور از منطق‏ نيست كه كسی به نام دختران به لزوم جلب موافقت پدران اعتراض كند .

من تعجب مي‌كنم از كساني كه هر روز با داستان‌هائی از قبيل داستان بيوك‏ و زهره و عادل و نسرين مواجه هستند و می‏بينند و مي‌شنوند و باز هم دختران‏ را به تمرد و بی اعتنائی نسبت به اولياءشان توصيه مي‌كنند .
اين كارها از نظر من نوعی تبانی است ميان افرادی كه مدعی دلسوزی نسبت‏ به زن هستند و ميان صيادان و شكارچيان زن در عصر امروز ، اينها برای آنها طعمه درست ميكنند ، تير آوری مي‌نمايند و شكارها را به سوی آنها رم مي‌دهند.

آنچه در اين مورد قابل اعتراض است عمل مردم ايرانی است نه قانون مدنی‏ و نه قانون اسلام . در ميان مردم ما غالب پدران هنوز مانند دوران جاهليت‏ ، خود را اختياردار مطلق مي‌دانند و اظهار نظر دختر را در امر انتخاب‏ همسر و شريك زندگی و پدر فرزندان آينده‏اش ، بی حيائی و خارج از نزاكت‏ مي‌دانند و به رشد فكری دختر كه لزوم آن از مسلمات اسلام است توجهی‏ نمي‌كنند . چه بسيار است عقدهائی كه قبل از رشد دختران صورت مي‌گيرد و شرعا باطل و بلا اثر است .
عاقدها از رشد دختر تحقيق و جستجو نمي‌كنند . بلوغ دختر را كافی می‏دانند . در صورتي كه مي‌دانيم چه داستان‌ها از علماء بزرگ در زمينه آزمايش رشد عقلی و فكری دختران در دست است . بعضی از علماء رشد دينی دختر را شرط مي‌دانسته‏اند . تنها به عقد بستن دختری تن مي‌دادند كه در اصول دين بتواند استدلال كند و متأسفانه غالب اولياء اطفال و عاقدها اين مراعات‌ها را نمي‌كنند .
اما مثل اينكه بنا نيست عمل اين مردم انتقاد شود ، بايد همه كاسه‏ها و كوزه‏ها ر ا سر قانون مدنی شكست و افكار مردم را متوجه معايب قانون مدنی‏ كه زائيده قوانين اسلامی است كرد .
  "

نظام حقوق زن در اسلام - شهید مرتضی مطهری - انتشارات صدرا - صفحه ۷۷ تا ۸۲



سه شنبه 26 شهریور1387-19:1 |   | لینک مستقیم
نظام حقوق زن در اسلام -۳

بخش اول و دوم کتاب یعنی"خواستگاری و نامزدی" و "ازدواج موقت" از سرفصل درسی ما حذف بوده. بنابراین میرم سراغ بخش سوم:

"

استقلال در انتخاب سرنوشت

دخترك نگران و هراسان آمد نزد رسول اكرم :
- يا رسول الله از دست اين پدر . . .
- . . . مگر پدرت با تو چه كرده است ؟
- برادر زاده‏ای دارد و بدون آن كه قبلا نظر مرا بخواهد مرا به عقد او درآورده است .
- حالا كه او كرده است ، تو هم مخالفت نكن ، صحه بگذار و زن پسر عمويت باش .
- يا رسول الله من پسر عمويم را دوست ندارم . چگونه زن كسی بشوم كه‏ دوستش ندارم ؟
- اگر او را دوست نداری ، هيچ . اختيار با خودت ، برو هر كس را خودت دوست داری به شوهری انتخاب كن .
- اتفاقا او را خيلی دوست دارم و جز او كسی ديگر را دوست ندارم و زن‏ كسی غير از او نخواهم شد . اما چون پدرم بدون آنكه نظر مرا بخواهد اين‏ كار را كرده است ، عمدا آمدم با شما سئوال و جواب كنم تا از شما اين‏ جمله را بشنوم و به همه زنان اعلام كنم از اين پس پدران حق ندارند سر خود هر تصميمی كه مي‌خواهند بگيرند و دختران را به هر كس كه دل خودشان مي‌خواهد شوهر دهند .
.
اين روايت را فقها مانند شهيد ثانی در مسالك و صاحب جواهر در جواهر الكلام از طرق عامه نقل كرده‏اند . در جاهليت عرب ، مانند جاهليت غير عرب ، پدران خود را اختياردار مطلق دختران و خواهران و احيانا مادران‏
خود مي‌دانستند و برای آنها در انتخاب شوهر ، اراده و اختياری قائل‏ نبودند . تصميم گرفتن حق مطلق پدر يا برادر و در نبودن آنها حق مطلق عمو بود .
كار اين اختيارداری به آنجا كشيده بود كه پدران بخود حق مي‌دادند دخترانی را كه هنوز از مادر متولد نشده‏اند پيش پيش به عقد مرد ديگری در آورند كه هر وقت متولد شد و بزرگ شد آن مرد حق داشته باشد آن دختر را برای خود ببرد .

نهضت اسلامی زن ، سفيد بود

اسلام بزرگ‌ترين خدمت‌ها را نسبت به جنس زن انجام داد . خدمت اسلام به زن‏ تنها در ناحيه سلب اختيار داری مطلق پدران نبود . بطور كلی به او حريت‏ داد ، شخصيت داد ، استقلال فكر و نظر داد ، حقوق طبيعی او را به رسميت‏ شناخت . اما گامی كه اسلام در طريق حقوق زن برداشت با آنچه در مغرب‏ زمين مي‌گذرد و ديگران از آنها تقليد مي‌كنند دو تفاوت اساسی دارد :
اول در ناحيه روانشناسی زن و مرد : اسلام در اين زمينه اعجاز كرده است‏ . ما در ضمن مقالات آينده در اين باره بحث خواهيم كرد و نمونه‏هايی از آن‏ به دست خواهيم داد .
تفاوت دوم  در اين است كه اسلام در عين آنكه زنان را به حقوق‏ انسانيشان آشنا كرد و به آنها شخصيت و حريت و استقلال داد هرگز آنها را به تمرد و عصيان و طغيان و بدبينی نسبت به جنس مرد وادار نكرد .
نهضت اسلامی زن ، سفيد بود ، نه سياه و نه قرمز و نه كبود و نه بنفش . احترام پدران را نزد دختران ، و احترام شوهران را نزد زنان از ميان نبرد ، اساس خانواده‏ها را متزلزل نكرد . زنان را به شوهرداری و مادری و تربيت فرزندان بدبين نكرد . برای مردان مجرد و شكارچی اجتماع كه دنبال شكار مفت مي‌گردند وسيله درست نكرد . زنان را از آغوش پاك شوهران و دختران‏ را از دامن پر مهر پدران و مادران تحويل صاحبان پست اداری و پولداران‏ نداد . كاری نكرد كه از آن سوی اقيانوس‌ها ناله‏ها به آسمان بلند شود كه ای‏ وای كانون مقدس خانواده متلاشی شد ، اطمينان پدری از ميان رفت ، با اين همه فساد چه كنيم ؟ با اين همه بچه‏كشی و سقط جنين چه كنيم ؟ با چهل‏ درصد نوزاد زنا چه كنيم ؟ نوزادانی كه پدران آنها معلوم نيست و مادران‏ آنها چون آنها را در خانه پدری مهربان به دنيا نياورده‏اند علاقه‏ای به آنها ندارند و همين كه آنها را به يك مؤسسه اجتماعی تحويل مي‌دهند هيچ وقت‏ به سراغ آنها نمی‏آيند .
در كشور ما نيازمندی به نهضت زن هست . اما نهضت سفيد اسلامی نه نهضت‏ سياه و تيره اروپائی .نهضتی كه دست جوانان شهوت پرست از شركت و دخالت در آن كوتاه باشد، نهضتی كه به راستی از تعليمات عاليه اسلامی سرچشمه بگيرد ، نه اينكه به نام‏ تغيير قانون مدنی ، قوانين مسلم اسلامی دستخوش هوا و هوس قرار گيرد ، نهضتی كه در درجه اول به يك بررسی عميق و منطقی بپردازد تا روشن كند در اجتماعاتی كه نام اسلام بر خود نهاده‏اند چه اندازه تعليمات اسلامی اجرا مي‌گردد . "

نظام حقوق زن در اسلام - شهید مرتضی مطهری - انتشارات صدرا - گزینش از صفحات ۷۳ تا ۷۶



سه شنبه 26 شهریور1387-7:30 |   | لینک مستقیم
نظام حقوق زن در اسلام -۲

"از خوانندگان محترم اجازه مي‌خواهم پيش از ورود در مسائل مورد نظر چند نكته را با آنها در ميان بگذارم .

مشكل جهانی روابط خانوادگی

۱- مشكل روابط خانوادگی در عصر ما نه آنچنان سهل و ساده است كه بتوان‏ با پر كردن كوپن از طرف پسران و دختران يا تشكيل سمينارهائی از نوع‏ سمينارهائی كه ديديم و شنيديم كه در چه سطح فكری است آنرا حل كرد و نه‏ مخصوص كشور و مملكت ماست و نه ديگران آنرا حل كرده‏اند و يا مدعی حل‏ واقعی آن هستند .
" ويل دورانت " فيلسوف و نويسنده معروف تاريخ تمدن ميگويد :

" اگر فرض كنيم در سال 2000 مسيحی هستيم و بخواهيم  بدانيم كه بزرگترين حادثه ربع اول قرن بيستم چه بوده است ، متوجه خواهيم‏ شد ، كه اين حادثه ، جنگ و يا انقلاب روسيه نبوده است ، بلكه همانا دگرگونی وضع زنان بوده است ، تاريخ چنين تغيير تكان دهنده‏ای در مدتی به‏ اين كوتاهی كمتر ديده است و خانه مقدس كه پايه نظم اجتماعی ما بود ، شيوه زناشوئی كه مانع شهوترانی و ناپايداری وضع انسان بود ، قانون اخلاقی‏ پيچيده‏ای كه ما را از توحش به تمدن و آداب معاشرت رسانده بود همه‏ آشكارا در اين انتقال پرآشوبی كه همه رسوم و اشكال زندگی و تفكر ما را فرا گرفته است گرفتار گشته‏اند " .

اكنون نيز كه ما در ربع سوم قرن بيستم به سر مي‌بريم ناله متفكران غربی از بهم خوردن نظم خانوادگی و سست شدن پايه ازدواج ، از شانه خالی كردن‏ جوانان از قبول مسئوليت ازدواج ، از منفور شدن مادری ، از كاهش علاقه‏ پدر و مادر و بالاخص علاقه مادر نسبت به فرزندان ، از ابتذال زن دنيای‏ امروز و جانشين شدن هوس‌های سطحی به جای عشق ، از افزايش دائم التزايد طلاق‏ ، از زيادی سرسام آور فرزندان نامشروع ، از نادر الوجود شدن وحدت و صميميت ميان زوجين ، بيش از پيش به گوش مي‌رسد .

مستقل باشيم يا از غرب تقليد كنيم ؟
موجب تأسف است كه گروهی از بی خبران می‏پندارند مسائل مربوط به روابط خانوادگی ، نظير مسائل مربوط به راهنمائی ، تاكسيرانی ، اتوبوسرانی ، لوله كشی و برق سال‌هاست كه در ميان اروپائيان به نحو احسن حل شده و اين ما هستيم كه عرضه و لياقت نداشته‏ايم و بايد هر چه زودتر از آنها تقليد و پيروی كنيم .
اين ، پندار محض است. آنها از ما در اين مسائل بيچاره‏تر و گرفتارتر و فرياد فرزانگان‏شان بلندتر است . از مسائل مربوط به درس و تحصيل زن كه‏ بگذريم در ساير مسائل خيلی از ما گرفتارترند  و از سعادت خانوادگی كمتری برخوردار مي‌باشند .

جبر تاريخ
بعضی ديگر تصور ديگری دارند ، تصور مي‌كنند كه سستی نظم خانوادگی و راه‏ يافتن فساد در آن ، معلول آزادی زن است و آزادی زن نتيجه قهری زندگی‏ صنعتی و پيشرفت علم و تمدن است ، جبر تاريخ است و چاره‏ای نيست از اينكه به اين فساد و بی نظمی تن دهيم و از آن سعادت خانوادگی كه در قديم‏ بود برای هميشه چشم بپوشيم .
اگر اينچنين فكر كنيم بسيار سطحی و ناشيانه فكر كرده‏ايم . قبول دارم كه‏ زندگی صنعتی خواه ناخواه بر روی روابط خانوادگی اثر گذاشته و مي‌گذارد . ولی عامل عمده از هم گسيختگی نظم خانوادگی در اروپا دو چيز ديگر است :
يكی رسوم و عادات و قوانين ظالمانه و جاهلانه‏ای كه قبل از اين قرن در ميان آنها درباره زن جاری و حاكم بوده است تا آنجا كه زن برای اولين بار در قرن نوزدهم و اوايل قرن بيستم در اروپا ، دارای حق مالكيت شد .
ديگر اينكه كساني كه به فكر اصلاح اوضاع و احوال زنان افتادند از همان‏ راهی رفتند كه بعضی از مدعيان روشنفكری امروز ما مي‌روند و مواد پيشنهادی‏ چهل گانه يكی از مظاهر آن است ، خواستند ابروی زن بيچاره را اصلاح كنند چشمش را كور كردند .
بيش از آنكه زندگی صنعتی مسئول اين آشفتگی و بی نظمی باشد ، آن قوانين‏ قديم متقدمان اروپا و اصلاحات جديد متجددانشان مسئول است . لهذا برای ما مردم مسلمان مشرق زمين هيچ ضرورت اجتناب ناپذيری نيست كه از هر راهی‏ كه آنها رفته‏اند برويم و در هر منجلابی كه آنها فرو رفته‏اند فرو رويم .  ما بايد به زندگی غربی ، هوشيارانه بنگريم . ضمن استفاده و اقتباس علوم و صنايع و تكنيك و پاره‏ای مقررات اجتماعی قابل تحسين و تقليد آنها بايد
از اخذ و تقليد رسوم و عادات و قوانينی كه برای خود آنها هزاران بدبختی‏ به وجود آورده است - كه تغيير قوانين مدنی ايران و روابط خانوادگی و تطبيق‏ آن با قوانين اروپائی يكی از آنهاست - پرهيز نمائيم . "

نظام حقوق زن در اسلام - شهید مرتضی مطهری - انتشارات صدرا - صفحه ۳۰ تا ۳۲



یکشنبه 24 شهریور1387-9:18 |   | لینک مستقیم
نظام حقوق زن در اسلام-۱

 در راستای پربار شدن مطالب وبلاگ و ارائه درسایی که من یکی دو روزه می‌خونم و امتحان می‌دم و ۱۹ میشم، تصمیم گرفتم یه بخشایی از کتاب "نظام حقوق زن در اسلام"ِ شهید مطهری رو بذارم توی وبلاگم. مطالب کتاب به نظر من خیلی جالب بودند. هرچند برنامه‌ریزان درسی جامعةالزهرا یه بخشایی از کتاب رو از سرفصلای ما جذف کرده بودند و اونها بخش‌های خیلی جالبی بودند، من گزیده همون بخشایی رو که برای امتحان خوندم، کم‌کم و در چندین مطلب اینجا میارم.امیدوارم شما هم خوشتون بیاد و بخونید.

از مقدمه کتاب شروع می‌کنم که شهید مطهری در مورد کتاب توضیح میدن:

"در سال 45 تب تعويض قوانين مدنی در مورد حقوق خانوادگی ، در سطح‏ مجلات ، خصوصا مجلات زنانه ، سخت بالا گرفت . و نظر به اينكه بسياری از پيشنهادهائی كه می‏شد بر ضد نصوص مسلم قرآن بود ، طبعا ناراحتيهائی در ميان مسلمانان ايران به وجود آورد . در اين ميان ، قاضی فقيد ابراهيم‏ مهدوی زنجانی ، عفی الله عنه ، بيش از همه گرد و خاك می‏كرد و حرارت به‏ خرج می‏داد . مشاراليه لايحه‏ای در چهل ماده به همين منظور تنظيم كرد و در مجله فوق الذكر چاپ نمود . مجله مزبور نيز با چاپ صفحاتی جدول دار و به‏ اصطلاح آن روز " كوپن " ، از خوانندگان خود درباره چهل ماده پيشنهادی‏ نظر خواست . مشاراليه ضمنا وعده داد طی يك سلسله مقالات در مجله فوق‏ الذكر ، به طور مستدل از چهل ماده پيشنهادی خود دفاع نمايد .
مقارن اين ايام يكی از مقامات محترم و مشهور  روحانی تهران به اين بنده تلفن كردند و اظهار داشتند در مجلسی با مديران‏ مؤسسه كيهان و مؤسسه اطلاعات ملاقاتی داشتم و درباره برخی مطالب كه در مجلات زنانه اين دو مؤسسه درج می‏شود تذكراتی دادم . مشاراليهما اظهار داشتند اگر شما مطالبی داريد بدهيد ، ما قول می‏دهيم كه در همان مجلات‏ عينا چاپ شود .
معظم له پس از نقل اين جريان ، به من پيشنهاد كردند كه اگر وقت و فرصت اجازه می‏دهد ، اين مجلات را بخوانم و برخی تذكرات لازم در هر شماره‏ بدهم . بنده گفتم من به اين صورت كه در هر شماره حاشيه‏ای بر گفته‏ای‏ بنويسم حاضر نيستم ، ولی نظر به اينكه آقای مهدوی قرار است يك سلسله‏ مقالات ديگر در دفاع از چهل ماده پيشنهادی خود در مجله زن روز بنويسد ، من حاضرم طی سلسله مقالاتی درباره همان چهل ماده در همان مجله در صفحه‏ مقابل بحث كنم . تا هر دو منطق در معرض افكار عمومی قرار گيرد . معظم‏ له از من فرصت خواستند تا بار ديگر با متصديان تماس بگيرند . مجددا به‏ من تلفن كردند و موافقت آن مجله را با اين شكل اعلام داشتند . پس از اين‏
جريان اين بنده نامه‏ای به آن مجله نوشت و آمادگی خود را برای دفاع از قوانين مدنی تا آن حد كه با فقه اسلام منطبق است اعلام كرد و درخواست‏ نمود كه مقالات اينجانب و مقالات آقای مهدوی دوش به دوش يكديگر و در
برابر يكديگر در آن مجله چاپ شود . ضمنا يادآوری كرد كه اگر آن مجله با پيشنهاد من موافق است عين نامه مرا به علامت موافقت چاپ كند . مجله‏ موافقت كرد و عين نامه در شماره 87 مورخه 45 / 8 / 7 آن مجله چاپ شد و اولين مقاله در شماره 88 درج گرديد .
من قبلا ضمن مطالعات خود درباره حقوق زن ، كتابی از مهدوی فقيد در اين‏ موضوعات خوانده بودم و مدتها بود كه به منطق او و امثال او آشنا بودم . به علاوه ، سالها بود كه حقوق زن در اسلام مورد علاقه شديد من بود و يادداشتهای زيادی در اين زمينه تهيه كرده و آماده بودم . مقالات مهدوی‏ فقيد چاپ شد و اين مقالات نيز رو در روی آنها قرار گرفت .  طبعا من از موضوعی شروع كردم كه مشاراليه بحث خود را شروع كرده بود . درج اين سلسله مقالات مشاراليه را در مشكل سختی قرار داد ، ولی شش هفته‏ بيشتر طول نكشيد كه با سكته قلبی در گذشت و برای هميشه از پاسخگوئی‏ راحت شد . در آن شش هفته اين سلسله مقالات جای خود را باز كرد . علاقه‏مندان ، هم از من ، و هم از مجله تقاضا كردند كه اين سلسله مقالات‏ مستقلا ادامه يابد ، با اين تقاضاها موافقت شد و تا 33 مقاله ادامه يافت‏ . اين بود " شأن نزول " اين مقالات .
اگر چه در اين 33 مقاله فقط قسمتی از آنچه در نظر بود نگارش يافت و مطالب زيادی باقی ماند ، ولی اين بنده به علت خستگی و مشاغل ديگر از تنظيم و نگارش آنها خودداری كردم . علاقه‏مندان به اين مقالات از آن وقت‏
تا كنون مكرر تقاضای تجديد چاپ آنها را به صورت كتابی مستقل كرده‏اند و اين بنده به انتظار اينكه آنها را تكميل و يك دوره كامل از " نظام حقوق‏ زن در اسلام " يك جا چاپ كنم ، از تجديد چاپ خودداری می‏كردم ، اخيرا چون احساس كردم كه اين انتظار از خودم چندان به جا نيست به آنچه موجود است قناعت شد . مسائلی كه در اين سلسله مقالات طرح شد عبارت است از : خواستگاری ، ازدواج موقت ( متعه ) ، زن و استقلال اجتماعی ، اسلام و تجدد زندگی ، مقام‏ زن در قرآن ، حيثيت و حقوق انسانی ، مبانی طبيعی حقوق خانوادگی ، تفاوت‏های زن و مرد ، مهر و نفقه ، ارث ، طلاق ، تعدد زوجات .
مسائلی كه باقی ماند و يادداشتهايش آماده است عبارت است از : حق‏ حكومت مرد در خانواده ، حق حضانت كودك ، عده و فلسفه آن ، زن و اجتهاد و افتاء ، زن و سياست ، زن در مقررات قضائی ، زن در مقررات جزائی ، اخلاق و تربيت زن ، پوشش زن ، اخلاق جنسی : غيرت ، عفاف ، حيا و غيره ، مقام مادری ، زن و كار خارج و يك عده مسائل ديگر . "

نظام حقوق زن در اسلام - شهید مرتضی مطهری - انتشارات صدرا - صفحه ۲۴ تا ۲۶



شنبه 23 شهریور1387-8:50 |   | لینک مستقیم