|
دلمه سه سوته
در ادامه همون نمیدونم چی درست کنم، فردا صبحش یعنی دیروز صبح امین جون بدون ناهار رفت. محمد رو برد کانون. من هم ساعت ۱۰ باید میرفتم کانون دنبال محمد. باز فکر کردم چی درست کنم برای ناهارش و با خودم ببرم شرکت. یاد فلفل دلمه ایها افتادم +یه کم چلو که از دیروز ناهار خودمون مونده بود + یه کم سویا،پیاز، رب گوجه که از پریروزش تو یخچال بود. + یه کم خورش قیمه سمیه که از شب قبل مونده بود + یه کم گوجه سرخ کرده دیشب. همه اینا با هم میشن چی؟؟؟؟؟ دلمه فلفل که امین خیلییییی دوست داره. همه مواد روقاطی کردم، در ِ فلفلا رو برداشتم و ریختم توشون. شد ۴تا فلفل پر.گوجه ها رو ریهتم تو زودپز. با کتری برقی آب جوش کردم و ریختم رو گوجه ها. فلفلای پر رو هم گذاشتم توش. زیرشو روشن کردم به مدت ۲۰ دقیقه،شایدم یه کم بیشتر. زیرشو خاموش کردم. تو ظرف ناهار امین کشیدم. بردم با خودم کانون. با محمد رفتیم شرکت و ناهار بابا رو دادیم. خودمون هم تا ناهار موندیم. من با همکارم یه کم کار کردم. محمد هم با همکارای مامان حسابی آتیش سوزوند! ناهار خوردیم و با بابایی که سرش حسابییییی درد میکرد برگشتیم خونه. چهارشنبه 3 تیر1388-9:11 | | لینک مستقیم ![]() |
درباره من و وبلاگم
![]() من دو تا مامانم که مهندس کامپیوتر هم هستم. یا یه نرم افزار نویسم که مامانم هستم. خودمم نمیدونم کدومش اما دوست دارم اولی باشم! ********* وبلاگ من مثل زندگی همه آدمها هم غم داره هم شادی.امیدوارم شما به شادیهاش برسید ولی اگه غمهاش رو دیدید و غمگین شدید ببخشید!مهم شادی درون آدمه که هیچ غمی نمیتونه از بینش ببره. شاد باشید! ********* ممنون که سر زدین به وبلاگم.نظراتتون خوشحالم میکنه! نوشته های پیشین تماس با من
گذشته های وبلاگ
آبان 1388
دسته بندی موضوعی
قابل تأمل
جاهایی که من هستم
محمد طلا خونه دوستای مجازی
|



